پیشمدیتیشن۸۷
درود عزیزانم، کرایون هستم از خدمات مغناطیسی.
در تمام این ماه، در حال بررسی یک موضوع بسیار بسیار بزرگ هستیم؛
]موضوع چنلهای این ماه[ «اتصال عشق» است.
عزیزانم این ارتباط بسیار ژرف و عمیق است؛ بسیار پیچیده است و وجوه مختلفی دارد؛ ما به شما
گفتهایم، انرژیای که شما آن را «عشق» مینامید، بسیار عظیمتر از آنچه درک میکنید یا بدان باور دارید
است. بسیاری از شما میتوانید
این ]عشق[ را ببینید، درک کنید، اما تا زمانی که این
عشق را،
این عشق را از طرف روح، این عشق را از جانب راهنماهای خودتان
-همانطور که قبلاً در مورد آن بحث کردیم- تا زمانی که همۀ اینها را تجربه نکنید،
تا زمانی که واقعاً این ]عشق[ را تجربه نکرده باشید، صحبت
کردن در مورد آن دشوار است. دربارۀ زیباییای
که در آن برای دریافت وجود دارد، چیزهای زیادی هست که میتوانم برایتان بگویم.
ما هفتۀ گذشته به شما گفتیم که این عشق به طور ذاتی وجود دارد؛ در آن سوی
پرده خلق شده است و از آنجا میآید. زمانی که به این سیاره میآیید، در تصویری از
آفریدگار هستید ]که همان[ عشق است. و سپس نگرش
انسانمحور با توجه به آنچه به شما گفته شده، آنچه والدینتان به شما نشان میدهند
و میزان عشق و توجهی که به شما داده میشود شروع به خودنمایی میکند، ]که
البته[ همگی بخشی از آن روند رشد هستند که گاهی آن جوهره را از شکوهمندیاش دور
میکند.
بیشتر انسانها به روشهای خاصی دوباره در حال فراگیری آن هستند. این برنامه
برای همین طراحی شده است: مکانی امن برای شما که در آن قرار گیرید و معنای واقعی
آن ]عشق[ را از روح بیاموزید. دوباره، وقتی به قلبتان
رجوع میکنید، چه چیزی در آنجا وجود دارد که شاید بزرگتر از هر چیزی باشد که به
شما گفته شده یا شاید تجربهای است که آن بخش از بدنتان را لبریز میکند که به آن
بسیار نیاز دارید و مشتاقش هستید، بهطوریکه میگویید: «من همۀ آن را میخواهم.
من همهاش را میخواهم!»؟
یک ماه و یک هفته پیش یا پیشتر چنلی ارائه دادم؛ چنلی در آن مکان شگفتانگیز در گایا به نام Monument valley[1]، ]مکانی[ زیبا
برای نگریستن، برای آرام بودن؛ مکانی که وقتی در روز یا شب بادی نمیوزد، گاهی هیچچیزی
نمیشنوید؛ ناگزیر سکوتی هست
که شما را در شکوه زمین غرق میکند؛ سرزمین گرانقدری
است؛ سرزمینی مقدس است. بخشی از سرزمین ناواهو است. ملت ناواهو[2] در مکانی است که اغلب به آنجا
میرویم.
اما من این چنل را در این مکان بِکر و دست نخورده ارائه دادم و میخواهم
آن را با شما به اشتراک بگذارم و مرور کنم، اگر چه این چنل در حال حاضر برای همه بصورت رایگان در رسانههای اجتماعی،
در وب سایت، در یوتیوب، شاید حتی در سایر فضای مجازی در نهایت برای همه در دسترس
است، [اما] میخواهم آنچه ]در آن چنل[ گفتم را
بشنوید؛ و من از شما میخواهم که به عصری که در آن قرار دارید و تغییری که شروع
شده است فکر کنید؛ میبینید عشق
دیگری هم وجود دارد؛ یک قطعۀ گمشدۀ بزرگ وجود دارد که افراد کمی آن را
واقعاً یافتهاند. عزیزانم من میدانم چه کسی ]به این
چنل[ گوش میدهد. یک اصطلاح ]برای
توصیف شمایی که به این چنل گوش میدهید[ هست: «سخنرانی برای مجمعِ موافقان
و یاران!» ممکن است چیزهایی که به شما میگویم را از قبل بدانید، اما شما تنها
افرادی نیستید که این چنل را پیدا میکنید زیرا این ]چنل] همه جا بطور رایگان
پخش خواهد شد تا هر کسی که بخواهد بشنودش: قطعه گمشده.
اگر نگاهی به دکترینهای این سیاره بیندازید، آنهایی که در سیستمهای
معنوی این سیاره وجود دارند، یک قطعۀ گمشده ]در همگی آنها[ وجود
دارد. و آن قطعۀ گمشده بسیار آشکار
است و با این حال شما در دوران مدرن به نوعی آن را کنار گذاشتهاید.
من در آن زمان در مورد تجربیاتی که همکارم در تورها داشته
است صحبت کردم. و یکی از بزرگترین تجربیاتی که در ذهنش باقی مانده، ]مربوط
به[ زمانی است که ]او مشاهده کرد[ شمن خم
میشود، مشتی خاک برمیدارد، روی لبهایش میگذارد و لبخند میزند.
و وقتی همکارم از او پرسید: «چرا این کار را کردی؟»
او گفت: «من فقط با تمام اجداد و نیاکانم ارتباط برقرار کردم، زیرا تمامی
آنها در خاکِ زمین هستند. حتی در کتاب مقدسم از کودکی [اصطلاح] «از خاک به خاک»
را به یاد میآورم. سپس همکار من
متوجه شد که براستی ]این مفهوم[ چقدر عمیق
بوده است.
تفکر «اجداد ما در این سیاره»
آن چیزی نیست که به شما گفته شده باشد و با این حال آنها ]در این
سیاره[ هستند. انرژی روح شما،
وقتی اینجا نیستید، به صورت فرابعدی به مکانهای زیادی میرود.
خرد، شبکهکریستالی، همۀ چیزهایی که ما در مورد آنها صحبت
کردهایم که همگی بخشی از این زمین و این سیاره هستند، همگی برای ارتقا و رشد شما
ساخته شدهاند. این سیاره میداند
که شما چه کسی هستید؛ براستی این را میداند؛ این یک ادراک آگاهانه است؛ آگاهانه
این را میداند. و بیشتر دکترینهای درحال حاضر این سیاره، تمامی فرهنگها و جوامع
شما، تقریباً همه آنهایی که این دکترینها را [باور] دارند، هرگز به آن اشاره نکردهاند،
حتی یک بار!
عزیزانم اگر ]برای شما[ عشقی
عظیم و باشکوه از طرف زمین، از سرچشمههای بسیار
جاری شود چه؟ آفریدگار همه چیز،
این سیاره را به روشی خاص برای شما خلق کرده است. آن را طوری برای شما طراحی کرد
که به وسیله آب، قادر به تغذیه و نگهداری خودش باشد؛
بنابراین [این سیاره] برای ]ایجاد[ فصولِ
شما، روی محور خود منحرف شده است[3]، ]تا[ موتور
گرما و سرما برای شما ]فراهم گردد[.
همه اینها عامدانه و با هدفی برای شماست. این سیاره حتی
مشابه هیچ سیارۀ دیگری در منظومه شمسی شما نیست. آن برای شما طراحی شده است.
اگر در مورد آن فکر کنید، تصادفی نبوده است. این طرحی بود تا وقتی شما وارد
]این سیاره[ میشوید نه تنها زمین ]برایتان[ آماده
باشد، بلکه انرژیای در این سیاره برای شما وجود داشته باشد که آن را حس کنید.
و آن انرژی چیست؟ بروید از یک دوستدارِ محیطزیست بپرسید: «آیا
زمین پیامی دارد؟» و او به سوی شما
روی گردانده و می گوید: «هر بار که زمین را در آغوش میگیرم، سعادت و سرمستیای وجود دارد. من لبخند میزنم.
من غرق در انرژیای که ]زمین[ برای من
به ارمغان میآورد میشوم.»
اگر ما این ]اتصال به انرژی زمین[ را از
دست داده باشیم چه؟ اینجا «ما» یعنی همه کسانی که
میخواهید در این سیاره معنوی و متصل باشید،
و این احساس در شما وجود دارد که وقتی میمیرید ارواح به
آسمان صعود کرده و به مکان دیگری میروند که دست نیافتنی است! اگر در عوض ]روح[ به همه
جا برود چه؟ اگر همه اجداد شما، چه خردمندان و چه غیرِ خردمندان، اگر همه آنها، وقتی
میمردند ذهن خدا را در خود میگرفتند و به وجودِ اصلیِ روح خود تبدیل میشدند، چه؟
و این همان چیزی است که در این سیاره نیز وجود دارد.
آیا تا به حال به آنچه هفتۀ گذشته به شما گفتم فکر کردهاید؟ غار آفرینش[4] که بارها برای شما توصیفش کردهایم
در درون این سیاره است؛ آیا این عجیب نیست
که بایگانی آکاشیک شما در درون زمین باشد؟ همانطور که ممکن است شما بگویید چرا جایی
در آسمان نیست؟ ]آسمان[ استعارهای از نبودن آن در اینجا ]بر زمین]
است، استعارهای از اینکه شاید در بهشت یا هر جای دیگری که فکر میکنید. اما
اینطور نیست. اینجاست.
سه مکان وجود دارد که درباره آنها توضیح دادهایم که حاوی بایگانی آکاشیک
شما هستند و دو مورد از آنها در این سیاره قرار دارند و یکی از آنها ]در این
سیاره[ نیست. این ]موضوع[ باید
چیزهای زیادی در مورد آنچه در این سیاره است به شما بگوید. هر آنچه که تا به حال
وجود داشته و آگاهیهایی که همیشه بودهاند، هنوز در این سیاره حضور دارند.
من شبکه کریستالی را بارها در چنلهای گذشته توصیف کردهام؛ این
شبکهای است که برای احساس کردنِ عواطفِ انسانی طراحی شده است؛ درواقع برای شما
طراحی شده بود تا جایی وجود داشته باشد که بتوانید به آنجا بروید و تجربیات فوقالعادۀ
گذشته را احساس کنید؛ بنابراین میتوانستید
از این سیاره عشقی را درک کنید که فکر میکردید تنها از آسمان میشود دریافتش کرد.
این استعارهای از عشق خداوند است. آن همه جا هست. آن بسیار
عظیم است.
آیا عبارت «هر آنچه در بالا هست، در پایین نیز هست[5]» را شنیدهاید؟ این بدان
معناست که آن از هر دو سو وارد میشود. عشق روح، چیزی که شما آن را خدا مینامید، آن سرچشمۀ ابدی، آن زیبایی نیز از
سیارۀ شما جاری میشود.
بسیاری هستند که با این مشکل دارند و میگویند: «کرایون عزیز، میدانم که
قبلاً این را گفتهای، اما من واقعاً هرگز نتوانستهام آن را احساس
کنم.»
بگذارید از شما بپرسم: چطور سعی میکنید آن را احساس کنید؟ یک راه عالی
وجود دارد؛ یک راه ساده وجود دارد؛ به شما میگویم چه شب باشد یا چه روز، کفشهایتان
را دربیاورید. اگر در جایی زندگی میکنید که جنگل یا گایا وجود ندارد، به
جایی بروید که باشد؛ تقریباً همۀ شما
به مکانهایی مانند پارک یا هر مکان مشابه دیگری دسترسی دارید. کفشهایتان را
درآورید، جورابهایتان را درآورید، پایتان را بر روی خاک، علفها یا هر چیز دیگری
بگذارید و آگاهانه به زمین متصل شوید.
در این هنگام بهخصوص که قصد و نیت هست، اتصال به زمین هست، آنگاه گوش کنید، نه به کلمات بلکه به عشق؛
«کرایون، چگونه به عشق گوش کنم؟» عزیزانم، آن را پیچیده نکنید، آن را پیچیده نکنید. اگر عشق در فضا جاری
باشد، شما را تحت تأثیر قرار میدهد؛ میشنویدش، حسش میکنید، بو میکنید، مزهاش
میکنید. من همین حالا «تجربه کامل
بدنی هنگام دریافت عشق زمین» را به شما دادم؛ ]عشق
زمین]
شما را در آغوش خواهد گرفت؛ و چیزی که ممکن است به شما بگوید
این است: «بالاخره، مرا یافتــــــــــــی!» [کرایون میخندد]
در حوزه عشق، بسیاری از امکانات و فرصتها برای شما، برای همۀ شما، وجود
دارد که شاید هنوز از آنها بهره نبردهاید؛ این ]عشق[ از
سرچشمههای بسیار زیادی نشأت میگیرد،
از جمله دقیقا نزدیکِ شما، یعنی ]از[ فرشتههای راهنمایی که همراهِ
شما هستند، از تصویری که در آن خلق شدهاید و اکنون حتی ]از[ زمین؛ شما
با آن احاطه شدهاید.
هیچ بهانهای وجود ندارد! گوش کنید! وقتی چیزهای زیادی وجود دارد که در
تلاشند با شما ارتباط برقرار کنند واقعاً هیچ بهانهای برای ]حس[ قربانی
بودن وجود ندارد.
«چرا دست من را نمیگیرید؟» آیا قبلاً این را
شنیدهای؟ همانطور که ]در مدیتیشن حلقه دوازده] با عبور از پل وارد
روح خود میشوید، دستم را بگیرید و
عشقی را که در اطرافتان هست و به درونتان جاری میشود را احساس کنید و ]این عشق[ تمام آن
چیزی را که به نور تعلق ندارد به طور کامل از بین میبرد.
من کرایون هستم، عاشق بشریت.
و اینچنین است.
[1] دره یادبود در آمریکا. مترجم
[2] ملت
یا قوم ناواهو به انگلیسی(Navajo Nation) یک
قلمروی شبه-خودمختار تحت کنترل سرخپوستان آمریکایی است
که مساحتی معادل ۲۷٬۴۲۵ مایل مربع (۷۱٬۰۰۰ کیلومتر مربع) دارد، و در بخشهایی از
شمال شرقی آریزونا، جنوب شرقی یوتا،
و شمال غربی نیومکزیکو در ایالات متحدهٔ آمریکا واقع
شدهاست. این منطقه بزرگترین مساحت سرزمینی در کنترل یک قبیلهٔ آمریکایی است و از
طریق توافقهایی با کنگره ایالات متحده
آمریکا به
عنوان یک ملت سرخپوست دارای حاکمیت اداره میشود. ویکیپدیا
[3] محور سیاره ما با توجه به
صفحه مداری که حدود 23 درجه به دور خورشید میچرخد متمایل است. این بدان معناست که برخی مناطق کره زمین در فصول مختلف
سال مقدار متفاوتی از نور خورشید را دریافت میکنند.
[4] The Cave of Creation
غار آفرینش: "غار آفرینش" یک مکان فیزیکی است در اعماق زمین که پر است از انرژیهای
کریستالی. "غار آفرینش" بینالابعادی است و مکان آن هرگز توسط انسان کشف
نخواهد شد. این غار دارای ویژگیهای سه بعدی است که باعث میشود با واقعیت سه بعدی
زمین مرتبط باشد، اما علاوه بر این ویژگیهای سهبعدی، چندبعدی هم هست. سه بعدی بودنش
به این معنی است که اگر در معرض دید باشد (که نیست) قابل رویت است، و چندبعدی بودنش
به این معنی است که حاوی سابقه تمام زندگیهای گذشته همه انسانهایی است که بر روی
این سیاره زیستهاند. غار آفرینش اولین و آخرین جایی است که هر انسانی پیش از تولد
و پس از مرگ به آنجا میرود. هرچند که از دیدگاه بینالابعادی دقیق نیست، اما برای
درک بهتر موضوع در دنیای سهبعدی میتوان اینگونه گفت که هر انسانی در "غار آفرینش"
یک کریستال مختص به خود دارد و این کریستال بدون زمان است. به این معنی که زمانی که
اینجا هستیم حامل انرژی خودِبرتر ماست و آنگاه که اینجا نیستیم (پس از مرگ و در فاصلهای
که هنوز زندگی بعدی شروع نشده) این انرژی بر روی شبکه کریستالی که یک شبکه گسترده در
سرتاسر این سیاره است، نهاده میشود. هرآنچه که ما تا به حال بودهایم بر روی این شبکه
القا شده و گسترانده میشود. اگر بگوییم که خودِبرتر ما هنوز بر روی زمین جای دارد،
تا حدودی درست گفتهایم.
با دوباره آمدن ما این ساختار کریستالی
شخصی، دوباره فعال شده و تا زمانی که زنده هستیم خودِبرتر ما مسئول آن است. اگرچه
که خودِبرتر همیشه در آن سوی پرده است، اما میتوان اینگونه گفت که دارای پیچک هایی
است که بخش هایی از آن میتواند در این سیاره با ما در ارتباط باشد. با دوباره
آمدن و فعال شدن مجدد این کریستال، تمام تصمیم ها، تجربیات و هرآنچه که به عنوان یک
انسان انجام میدهیم بر روی این کریستال القا شده و نقش میبندد. در هنگام مرگ انسان
دوباره به "غار آفرینش" میرود و هرآنچه که تجربه کرده و آموخته بر روی کریستال
مربوطه نقش میبندد و آن بخش از خودِبرتر ما که جوهره زمینی و بخش مقدس ماست دوباره
زمین را ترک کرده و به خودِبرتر ما ملحق میشود. با این اوصاف هر یک از زندگیهای ما
یک تجلی از یک خودِبرتر واحد با نام ها، چهرهها و جنسیتهای مختلف است که میتوان
هر زندگی را بسان حلقه هایی که به دور تنه یک درخت اضافه میشود، حلقهای جدید بر آن
کریستال به حساب آورد.
[5]«هرچه در بالاست پس در پایین
هم هست، و آنچه در پایین است در بالا نیز وجود دارد.» اصل تطابق (correspondence) یکی از اصول هفتگانه هرمتیک که بیانگر این است که هر چه در عالم مادی
هست در عالم ذهنی هم هست، پس در عالم روحانی نیز هست.
نظرات
ارسال یک نظر