مدیتیشن۱۰۱

 2022.10.05

درود عزیزان. کرایون هستم.

کمی نزدیک‌تر بیایید.

تا اینجای این قسمت از برنامۀ چهارشنبه‌های شفابخش خیلی چیزها مطرح شده که شخصی بوده است، [از جمله] این که فکر کنید که با گیتی یکپارچه‌اید، [اینکه فکر کنید] انرژی‌های اطرافتان، انرژی‌های ستاره‌ها، سیاره‌ها، به‌ویژه سیارات منظومۀ شمسیِ خودتان بتوانند با شما برهم‌کنش داشته باشند و به این ترتیب بتوانید نموداری داشته باشید که می‌توان آن را خواند، نموداری که می‌گوید این زمان‌ها بهترین زمان‌ها برای انجام این کار یا آن کار است.

اینکه چنین چیزی بتواند باشد، برای خیلی‌ها بسیار تکان‌دهنده است؛ با این حال اولین کسانی که به شما می‌گویند که این درست است، بومیان این سیاره‌اند که همیشه به شما گفته‌اند که این سیاره به‌عنوان یک موجود زنده با انسان‌ها سروکار دارد و [میان انسان و زمین] رابطۀ هم‌زیستی وجود دارد. و این چیزی است که ما به آن باور داریم و می‌توانیم آن را به شما بگوییم و از شما بخواهیم که تصدیقش کنید.

زمان‌هایی بود که باور نمی‌کردیم، البته اگر بتوان چنین واژه‌هایی را به کار برد، باور نمی‌کردیم که هیچ یک از این‌ها را بپذیرید؛ ولی همه چیز در حال  تغییر است، طوری که کسانی که شاید بگویید فرشته‌ها یا راهنماها هستند، همان‌هایی که در درون شما و در زندگی شما هستند، دارند می‌گویند شاید وقت آن است که چیزهایی را عرضه کنید که در گذشته تکان‌دهنده بوده‌اند؛ ولی اینک به علت انرژی امروز، مناسب انگاشته می‌شوند.

پس شاید بیشتر و بیشتر درک کنید که در اطراف شما انرژی‌ای هست که [با شما] همکاری می‌کند. و بخشی از آن انرژی، واقعاً در همین هم‌راستایی‌هایی است که امروز بررسی شد. عزیزان، علاوه بر آن این هم هست، این که در آگاهی خود این انرژی را دارید که تغییراتِ خودتان را ایجاد کنید، تغییراتی که سپس در این هم‌راستایی، با تغییراتِ آن‌ها هم‌راستا می‌شود. این چیزی است که همیشه گفته‌ایم، اینکه انسان قدرتمند است، قدرتمند، و می‌تواند این تغییرات را ایجاد کند تا نه‌تنها زندگی خود را تغییر دهد، بلکه همچنان که خود را تغییر می‌دهد، دیگرانی که در اطرافش هستند هم سود می‌برند. عجب مفهومی!

اگر تغییری نیک‌خواهانه ایجاد کنید، آیا می‌توانید ببینید که چطور ممکن است باشد، مثلاً تغییری در شیوۀ رفتار خود، در زندگی خود، در عامل شادمانی خود، در خانوادۀ خود؟ آیا فکر می‌کنید که متوجه می‌شوند؟ آیا فکر می‌کنید آن‌ها را بهتر خواهد کرد؟ و پاسخ این است: بله. آیا می‌بینید چگونه شماری اندک، تاثیری بزرگ بر خیلی‌ها دارند؟ و پاسخ این است: بله.

عزیزان، می‌خواهم به شما بگویم که این آیندۀ شماست. این این‌گونه کار می‌کند. و دلیل [شکل‌گیری] این برنامه هم همین است، آن هم نه فقط جلسۀ شفابخشی آن که برای همگی یا برخی از شماست.

اما بخشی از شفا، شفایافتن طرز برخوردهاست، شفایافتن آگاهی است، شفایافتن ذهن است، طوری که از ندانستن آینده و نگرانی و ترس، به جایی می‌رسید که در واقع [هر روز] از خواب برمی‌خیزید و می‌گویید: «مهم نیست امروز چه چیزی پیش روی من است، این شادمانی و عشق است که بالاتر از همۀ آن‌ها قرار می‌گیرد و می‌توانم با اتکا به آن [امروز] را به پایان برسانم، سخن‌های درست بگویم و احساس خوبی داشته باشم، حتی وقتی که با چیزهایی روبه‌رو می‌شوم که شاید باعث دلواپسی و نگرانی‌ام شوند.»

آیا حتی فکر چنین زندگی‌ای را هم می‌توانید بکنید؟ و پاسخ این است: این جایی است که دارید به آن می‌روید.

تک‌تک انسان‌ها با همان نوع چیزهایی روبه‌رو می‌شوند که شما روبه‌رو می‌شوید، با همان رنج‌های درهم‌شکننده‌ای که همه جا هست. این بخشی از انسانیت است. و بخش دیگری از انسانیت که هرگز برایتان به بار نیامده است، راه‌حل‌هایی است برای همۀ آن‌ها، داشتن رخساره‌ای است که این‌ها در برخورد با آن فقط کمانه می‌کنند و برمی‌جهند و می‌دانید که چه کنید و به این ترتیب با ترس و نگرانی به خانه نمی‌روید؛ در عوض همیشه نگاه می‌کنید تا ببینید چه چیزی در «میدان» است تا بتوانید چیز بعدی را در نظر داشته باشید، چیزی که برای شما بهترین است. شاید بگویید: «روح هستی عزیز، کدام یک؟ این یکی یا چیزی بهتر از آن؟»

این ماه با چیز بسیار متفاوتی شما را به حلقۀ دوازده می‌بریم. حلقۀ‌دوازده همیشه انرژیِ شیوۀ عملکرد کیهان بوده است. این حلقه، این است و این را پیش از این توضیح داده‌ایم. گفته‌ایم که در دوازده‌ها و چهارها و [اعدادی] که بر چهار و سه و شش بخش‌پذیرند، خیلی چیزها هست و همۀ چیزهایی که هر چیزی را می‌سازند، این‌گونه‌اند و این شامل ساختار آگاهی هم می‌شود، چیزی که شما هنوز آن را ندیده‌اید؛ پس این را حلقۀ دوازده نامیده‌ایم.

اُه! اما امشب معنای دیگری دارد. پلی که هر بار از آن عبور می‌کنیم، اتصال میان آگاهی و بدن سه‌بعدی شما با روح چندبعدی شماست. روح شما همیشه با شماست و لزوماً در آن سوی پل نیست؛ ولی چون شما در سه‌بعدی هستید، آن را این‌گونه به شما ارائه می‌کنیم؛ پس این نماد است، استعاره است. دست من را می‌گیرید، قدم‌زنان از روی پل عبور می‌کنیم. در واقع دارید به‌درون خود بزرگ‌ترتان قدم برمی‌دارید، به ناحیه‌ای چندبعدی که در آن برایتان اتفاقاتی می‌تواند رخ دهد که در سه‌بعدی خیلی‌خیلی متفاوتند. شاید بتوان گفت ناممکن‌اند؛ ولی وقتی به آن سطح می‌رسید، خیلی‌خیلی شدنی‌اند و همیشه رخ می‌دهند و شما را به مکان‌های خیلی زیادی مانند این برده‌ایم.

بیایید با هم به آن سوی این پل برویم. می‌خواهم توضیح دهم که چه چیزی آنجاست و شما را با مفهوم دیگری آشنا کنم. این رفتن از شناخته‌شده‌ها به ناشناخته‌هاست. از شما می‌خواهم که اگر آماده‌اید، دستم را بگیرید. بیایید برویم.

 

[شروع موسیقی]

عزیزان، از شما می‌خواهم وقتی که این را به شما نشان می‌دهم و آن را برایتان توضیح می‌دهم، اتفاقی را که قرار است برایتان رخ دهد، احساس کنید. لازم نیست خیلی آن را تجسم کنید؛ زیرا همۀ چیزهایی را که می‌خواهم به شما نشان دهم، قبلاً به‌نوعی دیده‌اید.

با هم از روی این پل عبور می‌کنیم و با گذشتن از میان این مه، به این سرزمین جادویی وارد می‌شویم. این سرزمین تخیلی نیست. سرزمین سه‌بعدی‌ای که از آن می‌آیید، سرزمینی است که پروبال شما را بسته است. آن سرزمین جایی است که در آن فقط کارهای خاصی می‌توانید انجام دهید. این سرزمین، سرزمین واقعی شماست، سرزمین واقعی همۀ آنچه هستید، سرزمین واقعی شما که جاودانه‌اید. این سرزمینی است که همۀ زندگی‌های شما و همۀ آن انرژی‌ها آنجاست، سرزمینی که در آن واقعاً می‌توانید بخشی از «روح هستی» را احساس کنید، بخشی از همان چیزی که شما خدا می‌نامیدش و این است آنچه هستید.

از دری عبور می‌کنید، دری که ما آن را درگاه می‌نامیم. این استعاره است؛ چون به شما اجازه می‌دهد که در ذهن خود از مکانی به مکانی دیگر بروید. این [کار] در اینجا خیلی متفاوت است؛ ولی به هر حال این را به کار می‌بریم تا بتوانید دریابید که از یک انرژی به انرژی دیگری می‌روید.

از آن در عبور کنید. بالای این در نامی هست و آن نام، نام شماست به زبان نور. وقتی در این سیاره هستید، چنین زبانی ندارید. این شمایید. این برای شماست. به ناحیه‌ای می‌روید که میز بزرگی دارد. این میز چه اندازه‌ای دارد؟ چه شکلی است؟ زود باشید. چه می‌بینید؟ آیا درست متوجه شدید؟ آیا درک می‌کنید چه اتفاقی قرار است رخ دهد؟

این میز، گرد است. این میز، گرد است عزیزان. این میزِ کنفرانسی است که دایره‌شکل است. پیش از این هم آن چیزها را دیده‌اید. دیدن آن در اتاقی عظیم، چندان دشوار نیست. این اتاق بیشتر مانند اتاق‌هایی است که قبلاً به شما نشان داده‌ایم و همچون اتاقی با صندلی فعال‌سازی، هیچ دیواری نیست. به‌جز کف اتاق چیز دیگری نمی‌توانید ببینید و ظاهراً کف اتاق تا بی‌نهایت ادامه دارد. این می‌تواند فضای بیرون باشد، می‌تواند فضای درون باشد. شاید بتوانید سیاره‌ها و ستاره‌ها را ببینید. این هر جایی است که شما می‌خواهید باشد؛ ولی هیچ پایانی ندارد. این اتاق ساکت است. در این اتاق هیچ بادی نیست که به شما بگوید در فضای بیرونید. صمیمی است. می‌توانید همه چیز را بشنوید.

به آن میز نگاه می‌کنید و می‌بینید که دوازده صندلی دارد. در طی این دو سال، این اولین بار است که واقعاً یک حلقۀ دوازده به شما داده‌ایم. دوستش دارید؟ هیچ یک از صندلی‌ها هیچ تفاوتی با بقیۀ صندلی‌ها ندارد. قرار است روی یکی از آن‌ها بنشینید و از شما دعوت می‌کنم که هم‌اینک بنشینید. یکی از صندلی‌ها را انتخاب کنید. فرقی ندارد. همۀ آن‌ها یکسان‌اند. در این [یکسان‌بودن] استعاره‌ای هست؛ چون کسانی که لحظاتی دیگر با شما می‌نشینند، برای شما یکسان‌اند، از این نظر که آن‌ها آگاهی شما را دارند. آن‌ها همیشه در روح شما هستند و در این انرژی که انرژیِ روح شماست، هیچ سلسله‌مراتبی وجود ندارد که بگوید چه کسی مهم است و چه کسی نیست. تنها چیزی که هست، تغییر انرژی دائمی است. روی آن صندلی بنشینید و بگذارید کسانی را که قرار است بیایند، دعوت کنیم [که بیایند]؛ چراکه این قسمتِ خاص این‌گونه خواهد بود، سه جلسۀ بعد هم همین طور، جلساتی که برای کسانی است که مایلند بیایند و در این میزگرد دوازده‌نفره مشارکت کنند. بنشینید. شما یکی از دوازده نفرید و یازده نفر به‌زودی به شما می‌پیوندند و اینک می‌آیند.

آن‌ها با هر چیزی که بتوانید تصور کنید، بسیار متفاوت‌اند؛ پس آن‌ها را تجسم نکنید. آن‌ها را فقط به‌عنوان راهنما ببینید. آن‌ها می‌توانند فرشته‌گون باشند، می‌توانند بی‌شکل باشند، می‌توانند فقط انرژی باشند. در این قسمت، در این زمان، در این سفر خاص که امروز در آنید، هیچ یک از آن‌ها هیچ جنسیتی ندارند، آن‌ها فقط راهنمایند.

روی صندلی می‌نشینند. آن‌ها به شما نگاه می‌کنند و شما هم به آن‌ها نگاه می‌کنید. به محض اینکه می‌نشینند، همگی‌تان یکی هستید و متوجه می‌شوید که هم‌اینک بقیۀ روح خود را ملاقات کرده‌اید. خیلی سخت است که چیزی چندبعدی را به انسانی تک‌بعدی آموزش داد. شما در وضعیت ابعاد خود، فقط عددی تک‌رقمی دارید. وضعیت ابعاد تک‌رقمی! و اینجا بی‌نهایت است. و حال اینجایید و در همان ویژگی‌ای مشارکت می‌کنید که در آن، یکی خیلی‌هاست و خیلی‌ها یکی. و همۀ آن‌ها شمایید. و دلیلی دارد که اینجایید.

یادتان هست چند ماه پیش در جلساتی درست مانند این جلسه به شما گفتم که انرژی برداشت نزدیک است؟ و به شما گفتم که وقت کاشتن بذرهایی است که به‌صورت استعاری به شما روح‌های کهن داده‌اند. و اینک که تغییر نزدیک است، این بذرها را می‌کارید و آن‌ها رشد می‌کنند و همچنان که رشد می‌کنند و شکوفه می‌کنند، همه چیز تغییر می‌کند و آن‌ها را می‌چینید و برداشت می‌کنید. این انرژی جدید شماست و هزاران سال منتظرش بوده‌اید و از شما خواهش می‌کردیم که این را بفهمید و از روی آن پل به خانه بازگردید و آن‌ها را بکارید و بسیاری از شما این کار را کردید. حال برداشت آغاز می‌شود.

تک‌تک آن‌ها می‌خواهند هم‌صدا با هم دربارۀ خود جدیدتان چیزی به شما بگویند. می‌خواهند بگویند: «توصیه‌مان این است. از خود جدیدت چنین حسی خواهی داشت و آن این شکلی خواهد بود؛ چون قصد خود برای کاشتن آن بذرها را عاشقانه اعلام کردی. این، کارِ برداشت را آغاز می‌کند.»

عزیزان، می‌توانید افکار شهودی جدیدی را انتظار داشته باشید و این استعاره‌ای است برای آن.

یازده نفری که با شما به‌عنوان یک وجود واحد نشسته‌اند، دارند شما را تغییر می‌دهند تا متفاوت فکر کنید، تا افکار متفاوتی داشته باشید. چیزهایی که درخواست کرده‌اید و برایش دعا کرده‌اید و خواسته‌اید، در دسترستان‌ است. و هر اتفاقی را که در اینجا رخ دهد عزیزان، در بازگشت از روی آن پل با خود خواهید برد و همان چیزی خواهد بود که درخواست کرده بودید، همان راه‌حل‌هایی خواهد بود که درخواست کرده بودید؛ زیرا وقتی این محصول شکل می‌گیرد، وقتی این انرژی‌های زیبا شکل می‌گیرند، اتفاقی که رخ می‌دهد، همین است.

از شما می‌خواهم که آنجا بنشینید، نه برای اینکه چیزی را که به شما می‌گویند، به‌صورت سه‌بعدی بشنوید، بلکه عشقِ این تغییر را در روح خود احساس کنید. آن‌ها اینجایند تا به شما مشورت بدهند و این در اینجا پایان نمی‌یابد. آن‌ها بازمی‌گردند و بازمی‌گردند. و هر هفته از آنچه آن‌ها در این حلقۀ دوازده می‌گویند، به شما بیشتر خواهیم گفت؛ ولی هم‌اینک دارند شما را از خود جدیدتان و آن انرژی‌ها پر می‌کنند؛ زیرا شما آن بذرها را کاشتید. خیلی از شما همراه با ما آن بذرها را کاشتید. آیا فکر می‌کردید قرار است فقط آن‌ها را بکارید و راه خود را بگیرید و بروید؟ باید اتفاقی رخ می‌داد و آن اتفاق همین است.

چه می‌گویند؟ مهم نیست؛ چون قرار است در آنچه عرضه می‌شود، عشق را احساس کنید، وعده‌ای که درست از سوی روح هستی می‌آید. به شما می‌گویند که چگونه تغییر خواهید کرد؛ چون برای همین به اینجا آمدید. این میراث شماست عزیزان. از شما می‌خواهم که بمانید و فقط ورود تغییر و شفایی را احساس کنید که در درون شما ریخته می‌شود و از سوی چیزی است که آن را محصول می‌نامید، محصولِ چیزی که اینک در این سیاره می‌کارید و در هیچ زمان دیگری امکان کاشتن آن‌ها نبود و هیچ انسان دیگری نمی‌توانست آن‌ها را بکارد، مگر شما روح‌های کهنی که اینک این را گوش می‌کنید.

شاید برای برخی از شما عجیب‌وغریب و خنده‌دار به نظر برسد. برای بقیه [شما] این همان چیزی است که منتظرش بودید. بمانید. فقط بمانید و گوش کنید و جذب کنید و عشق بورزید. اگر می‌خواهید، اشک بریزید؛ چراکه پاسخ‌هایی که مدت‌ها پیش خواسته‌اید، هم‌اینک به‌درونتان می‌ریزند. آن انسان جدید، شمایید. و این بار وقتی از روی آن پل به آن صندلی بازمی‌گردید، به صندلی، کاناپه، تخت یا هر چیز دیگری که رویش نشسته‌اید، وقتی به آن بازمی‌گردید، از شما می‌خواهم در آن هنگام بدانید که متفاوت با زمانی هستید که به اینجا آمدید. بمانید.

و این‌چنین است.


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

مدیتیشن۱۲۶

تعلیم دادن آکاش

مدیتیشن۱۲۱