قدیس یا ابلیس؟ نقطه عطفی برای قدرت جهانی!

 آداموس

2022.03.24

من همانم که هستم.

آداموس[1] از قلمرو اعلیٰ.

همگی خوش آمدید و بله، در واقع این من بودم که خواستار این نشست ویژه شدم‌ و از کالدر[2] و لیندا به‌خاطر همکاری بسیار زیادشان تشکر می‌کنم.

می‌خواهم خیلی واضح و روشن صحبت کنم و از کالدر می‌خواهم که بسیار باز و پذیرا باشد و اجازه بروز حواس‌پرتی را ندهد؛ زیرا می‌توان گفت که هم‌اینک انرژی‌های بیرونی زیادی وجود دارد؛ پس کالدرِ عزیز، باز و پذیرا باش. بسیار واضح و شفاف صحبت کن.

لیندای عزیز، تو هم همان طور که با او اینجا نشسته‌ای، جایگاهی هستی از نوری درخشان که نورت را اول به کالدر و بعد از آن به تمام شامبراهایی[3] می‌تابانی که در اینجا گرد آمده‌اند.

دلیلی که خواستار این نشست بودم این بود که به شامبراهای سرتاسر جهان به شکلی بسیار روشن و شفاف بگویم که این موقعیت بسیار مهمی است، هم برای جهان و هم برای تک‌تک شامبراها.

ما در طی این سال‌ها، از زمان توبیاس[4] تا کنون، راه درازی را با هم پیموده‌ایم و حالا در کاری که به آن مشغولیم به اینجا رسیده‌ایم که بر روی نیمکت پارک می‌نشینیم و نور خود را می‌تابانیم.

ما در طی سال‌ها آموزش و تسهیم و اشک‌ها و لبخندها به این نقطۀ اوج رسیده‌ایم. ما برای کار درست و اشتیاق شدید شما به کاری که برای انجامش اینجا هستید، آمده‌ایم. شما این زمان را انتخاب کردید. شما این زمان را که زمان ماشین‌ها است، انتخاب کردید. شما این زمان را که زمان تغییر و نیز تلاطم و آشفتگی بر روی این سیاره است انتخاب کردید.

شما انتخاب کردید که اینجا باشید. شما انتخاب کردید که اینجا باشید تا آگاهی خود را به اشتراک بگذارید. من آن را نور می‌نامم؛ ولی این آگاهی شماست. زمان آن فرا رسیده است که جهان به سطح جدیدی از آگاهی نقل مکان کند. و این کار صرفاً از طریق استادهای صعود کرده یا بیگانگان یا هر وجود دیگری شدنی نیست. این کار باید از طریق انسان‌ها انجام شود، از طریق شما.

وقتی که از تاباندن نور و ساطع کردن آگاهی‌تان به این سیاره صحبت می‌کنیم، انسان‌هایی که واقعاً بفهمند که این به چه معناست چندان زیاد نیستند.

کسانی هستند که مناجات می‌کنند، کسانی هستند که آرزو می‌کنند و امیدوارند. کسانی هستند که سرشان را زیر برف پنهان می‌کنند و بسیاری کسان دیگر هستند که جانب‌داری می‌کنند.

اکنون زمانی نیست که شامبرا بخواهد جانب‌داری کند. با این حال می‌دانم که این بسیار اغوا‌کننده است، بسیار وسوسه‌انگیز است که بخواهید جانب‌داری کنید و بخواهید درگیر تئوری‌های توطئه شوید و از آنچه باورتان است دفاع کنید، از کشورتان دفاع کنید و از مفاهیم درست و غلط خود در این زمان دفاع کنید؛ ولی موضوع دربارۀ آن نیست. اگر در طی سال‌هایی که با هم بوده‌ایم، زمانی بوده باشد که وارد دوگانگی نشده باشیم، غرق در ویروس انرژی جنسی نبوده باشیم، غرق در دینامیک‌هایی نبوده باشیم که اکنون نقش‌آفرین‌اند، به‌خصوص دینامیک‌های قدرت، آن زمان همین حالاست.

این همان فرصتی است که این سیاره نیازمند آن است. اکنون وقت آن است که بیرون بیایید و بدون هر گونه دستورالعمل و دستورکاری آن نور را بتابانید. ما دربارهٔ بردن یا باختن صحبت نمی‌کنیم. صحبت از تاباندن نوری است که در نتیجهٔ آن جهان می‌تواند پتانسیل‌های بزرگ‌تری را که دارد، ببیند. در حال حاضر این پتانسیل وجود دارد که قدرت، در شکلی که این سیاره مدت‌زمانی طولانی است می‌شناسندش، به پایان برسد؛ ولی این پتانسیل در وضعیت بسیار شکننده‌ای قرار دارد. ما در نقطۀ بسیار حساسی هستیم و این راه می‌تواند به هر یک از دو سوی ممکن کج شود. می‌تواند رو به عقب و به‌سوی بازی‌های قدرت بیشتر و نهایتاً جنگ‌ها و آشفتگی‌های بیشتر بر روی این سیاره بازگردد، تا زمانی که دوباره موقعیت جدیدی پیش آید، نقطۀ انفصالی دیگر پیش آید، مانند موقعیتی که هم‌اکنون در آن هستیم. برای شامبرا مهم است که نگاهتان فقط به چیزی نباشد که در سطح می‌بیند، نگاهتان تنها به چیزی نباشد که در خبرها می‌خوانید و نگاهتان تنها به چیزی نباشد که در رسانه‌های اجتماعی می‌شنوید.

خیلی مهم است که تمام دینامیک‌های انرژیِ درحال‌وقوع را در نظر بگیرید.

به لایه‌های زیرین نگاه کنید.

به آنچه در زیر سطح می‌گذرد، نگاه کنید؛ زیرا اینک چیزهای زیادی وجود دارد که بسیاری از شامبراها اصلاً نمی‌فهمند.

درحال حاضر وضعیتی وجود دارد.

این قدرت است. اشارهٔ من به آن به‌صورت کلی است؛ ولی قدرت برای نمایش و اعمال قدرتِ خود تلاش می‌کند. قدرت تلاش می‌کند تا در این سیاره سنگر خود را حفظ کند و در اینجا هیچ شخص یا کشوری نمایندۀ قدرت نیست.

این فقط قدرت است. البته همان طور که می‌دانید قدرت، توهم است؛ ولی قدرت از این باور سرچشمه می‌گیرد که انرژی یا چیزهای دیگر خارج از شما هستند و باید آن را از جای دیگری بگیرید یا از آنچه اکنون دارید محافظت کنید و البته هما ‌طور که شما شامبراها می‌دانید، این اصلاً درست نیست.

تمام آن انرژی‌ها از آن شماست. نیازی به انباشتن قدرت یا ثروت یا حتی محافظت از آنچه دارید، نیست. چراکه آن به‌صورتی ذاتی، از آنِ شماست. این حق شماست که انرژی خود را داشته باشید و نهایتاً این مسئولیت شماست که اجازه دهید آن انرژی به شما خدمت کند. آنچه در ظاهرا می‌بینید، چیزی است که برخی آن را درگیری، تهاجم یا جنگ می‌نامند‌.

و دوباره می‌گویم: بیایید تا درگیر جانب‌داری یا دفاع از چیزی، یا صالح و به‌حق‌بودن نشویم. شما تحت بمباران شدیدی از انبوهی از اطلاعات قرار دارید، اطلاعاتی دربارهٔ تئوری‌های توطئه و این‌ها مواردی هستند که اصلاً صحت ندارند و اگر اندک صحتی هم داشته باشند، به طرق مختلف در مورد آن‌ها اغراق شده است یا تحریف شده‌اند. درگیر تئوری‌های توطئه‌‌ای نشوید که حول‌و‌حوش آن مطرح می‌شود. اگر درگیر تئوری‌های توطئه یا جانب‌داری شوید، نمی‌توانید نور خود را بتابانید و خدمت شگفت‌انگیزی را که باید، به این سیاره ارائه کنید. این در نهایت مربوط به روسیه یا اوکراین نیست؛ این دربارهٔ جهان است و قدرت‌. برای آنچه در حال وقوع است، چیزهای مهمی هست که باید درک کرد.

می‌خواهم نام‌هایی را به‌کار ببرم و به کشورهایی اشاره کنم؛ ولی لطفاً این را درک کنید که این موضوع نهایتاً دربارهٔ قدرت است. قدرت می‌تواند احساس کند که در حال ازدست‌دادن سیطرهٔ خود است. قدرت می‌تواند احساس کند که بر روی این سیاره تغییر یا دست‌کم پتانسیل بزرگی وجود دارد تا از پایگاه‌های قدرت، اعم از ادیان، حکومت‌ها یا شرکت‌ها دورش کند.

بنابراین اینک قدرت را به‌ مرکز و خط مقدم آورده است و این نقش از طریق افراد و کشورها ایفا می‌شود؛ ولی بدانید که آنچه در پس این ماجرا نهفته است، صرفاً همان چیزی است که من آن را «آخرین هجوم قدرت» می‌نامم.

قدرت در تلاش است تا آنچه را دارد، حفظ کند و با قدرت ادامه دهد؛ بنابراین حالا اجازه دهید به چیزی بپردازم که در زیر سطح است. اخیراً درباره‌ٔ رئیس‌جمهور پوتین صحبت کردم و این واقعیت را گفتم که او تناسخ «سَنت ولادمیر کیِف»[5] است و اینکه با این خواسته در این زندگی باز آمده است که مکان مقدس کیِف و در نهایت اوکراین را دوباره برای روسیه به‌دست آورد. و آن را با گفتن اینکه اوکراین بخشی از روسیه است، توجیه می‌کند. و آن نه اینجاست و نه آنجا؛ ولی او بازگشته است و به‌عنوان «سنت ولادمیر»، گذشتۀ جالبی دارد. او جنگجویی وحشی بود که از یک‌جا کشتن صدها یا ده‌ها هزار انسان ابایی نداشت، تا اینکه به مسیحیت گِرَوید. گِرَویدن به مسیحیت تا حدودی امری سیاسی بود؛ ولی نهایتاً قلب و روح او را تحت تأثیر قرار داد. در واقع «سنت ولادمیر» قبل از این تصمیم، همۀ ادیان را بررسی کرد و در نهایت تصمیمش بر مسیحیت قرار گرفت. سپس در غسل تعمیدِ کل شهر کیف و در نهایت غسل تعمید افراد بسیاری در سرتاسر سرزمین‌ها او سَنت[6] (قدّیس) شد.

او به‌عنوان قدّیس شناخته شد. وقتی می‌گویم قدّیس به این معنا نیست که او در نظر خدا یا هر کس دیگری قدّیس بود، بلکه در نظر مردمی قدّیس بود که سَنت‌بودنش را از آن‌ها دریافت می‌کرد. اکنون او به‌عنوان ولادمیر پوتین بازگشته است و جالب اینجاست که بازگشت او به‌گونه‌ای است که در پایان‌یافتن یا پتانسیلِ پایان‌یافتن بازی‌های قدرت بر روی این سیاره و احتمالاً پایان همۀ جنگ‌ها بازیگری اصلی باشد.

آیا با وجود نور کافی چنین چیزی عملی است؟

بله. این یک پتانسیل قوی است؛ ولی اجازه دهید کمی عمیق‌تر به آن بپردازیم. پس شما این شخصیت را دارید. نگاه‌تان به او این‌گونه باشد. او فقط کاراکتری است در یک بازی بزرگ و در حال ایفای نقشی است که حتی خودش به‌عنوان رئیس‌جمهور پوتین از آن ناآگاه است. او برای بسیاری از مردم جهان به فرد بین‌المللیِ بدی تبدیل می‌شود که از او متنفر و بیزارند. همچنین او بازتابی از قدرت، سوءاستفاده و جنایات فجیع است.

می‌توانم بگویم که او واقعاً این نقش را به‌عهده گرفته و اینکه آیا او قدّیس است یا وحشی، هنوز مشخص نیست. و با توجه به میزان نوری که بدون دستورجلسه وارد می‌شود، هنوز مشخص نیست؛ پس اجازه دهید کمی بیشتر توضیحش دهم. پس ولادمیر پوتین با خاطرات و انرژی‌های عمیق «سنت ولادمیر» به این زندگی آمده است و آمده است تا یا قدّیس باشد یا شرور.

او خودش را در این نقش جالب قرار داده است که به‌نوعی آن مسیر را خواهد پیمود، نه اینکه آگاهانه دربارهٔ آن چیزی بداند؛ ولی می‌داند که این ممکن است اتفاق بیفتد. با توجه به اقداماتی که اینک پوتین انجام می‌دهد و توجه جهان هم به آنچه در جریان است، متمرکز شده است،‌ آیا او به‌عنوان رئیس‌جمهور پوتین واقعاً می‌تواند به پایان‌دادن بازی‌های قدرت کمک کند؟ به‌عبارت دیگر اگر روسیه در تسلط بر اوکراین ناموفق باشد، ناچار به عقب‌نشینی می‌شود و شاید حتی برای پوتین اتفاقی بیفتد. دراین‌صورت روس‌ها عقب‌نشینی می‌کنند و با اوکراین صلح می‌کنند. این اتفاق پیامی را به کل جهان ارسال می‌کند: شاید زمان آن فرا رسیده است که این جنگ‌ها متوقف شوند، تجاوز متوقف شود، محل قدرت متوقف شود.

بنابراین می‌توان گفت که پوتین خود را در موقعیتی قرار داده است که یا به مرد بدی تبدیل شود یا در نهایت فروپاشی پایگاه‌های قدیمی قدرت در این سیاره را تسهیل کند و می‌تواند به هر یک از این دو سو برود. خوب، آیا او اکنون در دفتر خود نشسته و متوجه این موضوع است؟ قطعاً نه؛ ولی در سطحی از روح، می‌داند که خود را در کانون توجه قرار داده است و اکنون این بستگی به نور و آگاهی این سیاره دارد تا تعیین‌کنندۀ این باشد که آیا ما اجازه می‌دهیم که این بازی‌های قدرت ادامه پیدا کنند.

آیا ما اجازه می‌دهیم که روسیه در نهایت بر اوکراین چیره شود و به‌سراغ کشورهای دیگر برود؟ یا اینکه براساس آگاهی انسان، آستانه و حدومرزی وجود دارد و ما دیگر این را تاب نخواهیم آورد؟ بنابراین می‌بینید که در این طرح، پوتین می‌تواند در چرخشی جالب، واقعاً قهرمان شود؛ زیرا او می‌داند که خود را در موقعیتی قرار داده است تا به‌طور بالقوه شکست بخورد و به‌طور بالقوه از قدرت خارج شود و بدین ترتیب زنگ پایان قدرت و زنگ امید به پایان جنگ را در سرتاسر این سیاره به صدا درآورد؛ زیرا می‌بینید که اگر این جنگ برای پوتین به نتیجه نرسد، بسیاری از کشورها، دیکتاتوری‌ها و رهبران متجاوز، یعنی کسانی که می‌خواهند مردم و کشورهای دیگر را تحت سلطه خود درآورند، متوجه خواهند شد که بازی آن‌ها به‌ پایان رسیده است، متوجه خواهند شد که این کار دیگر عملی نیست. این کار چه ناشی از واکنش افکار عمومی باشد، چه ناشی از شرکت‌ها و دولت‌هایی باشد که با فشارهای مالی و اقداماتی برای قطع روابط تجاری به اقتصاد این کشور آسیب می‌رسانند، شاید این پیام بزرگ را به هر کشور و به هر منبع قدرت دیگری ارسال کند که این اقدامات دیگر تحمل‌کردنی نخواهند بود. این می‌تواند پایان قدرت را در شکل شناخته‌شده‌اش به شرکت‌های سهامی، شرکت‌های نفتی، ارتش‌ها و سایر کشورها در سرتاسر جهان سرایت دهد. بنابراین می‌بینید که اینک بازی زیبا، اما خطرناکی در حال انجام است. و این پوتین است که یا به‌عنوان «ولادمیر وحشی» ادامه می‌دهد یا به‌عنوان «سنت ولادمیر».

و دوباره می‌گویم نمی‌توانید انگشت اتهام را به‌سوی او نشانه بروید. او در تمام این ماجرا فقط نقش بازی می‌کند به هر حال نکتۀ جالبی دربارۀ نام پوتین در زبان روسی این است که «پوت» به معنای راه، بار یا مأموریت است. با در کنار هم قرار گرفتن «پوت» و «این»، این نام یا معنیِ پرانرژی «مالک مشروع جهان» را دارد یا معنی «رهرو راه» را.

قرار است برای پوتین، اما در واقع برای بشریت کدام راه پیموده شود؟ آیا قرار است که این سیاره راه «مالک مشروع جهان» و به‌عبارتی دیگر بازی قدیمی قدرت، شیوه‌های کنترل قدیمی و فقدان آزادی باشد؟ یا قرار است که رهرو راه باشد؟ که همان راه آگاهی و راه روشن‌بینی است، راهی که به باور من این سیاره واقعاً می‌خواهد بپیماید.

همه این‌ها قرار است در روزها، هفته‌ها و ماه‌های آینده مشخص شود. دنیا بر سر دوراهی مهمی قرار گرفته است. پوتین نقش خود را ایفا می‌کند، زلنسکی هم نقش خود را.

و این به معنای خوب یا بدبودن نیست.

اما زلنسکی که از موقعیتی جدا از قدرت و موقعیتی غیرسیاسی و غیرنظامی می‌آید، درحال ایفای این نقش است. جهان نظاره‌گر این است که آیا او می‌تواند در این طغیان علیه قدرت، الهام‌بخشِ مردم خود و جهان باشد؟

آیا او می‌تواند برنده شود؟ و آیا اصلاً برنده شدن واژه‌ای هست که باید در این مورد به‌کار رود؟ آیا این صرفاً تغییر در آگاهی یا شورش علیه قدرت است؟ زلنسکی آمده و درحال ایفای این نقش است. بدین‌گونه که نگاه جهان بر روی او متمرکز شده است و نیز با وجود این‌ استعداد که اوکراین مغلوب روسیه نخواهد شد، آیا او می‌تواند دربرابر وسوسه‌های قدرت مقاومت کند؟ همان طور که خیلی از شما می‌دانید وقتی قدرت در اختیارتان نباشد، صحبت کردن از آن یک چیز است و وقتی که قدرت در اختیار شماست صحبت کردن از آن چیزی کاملاً متفاوت است. پذیرش دینامیک‌های قدرت، خیلی آسان است و اغلب همان افرادی که پیرامون شما هستند، تشویقتان می‌کنند تا قدرت را کنترل کنید. آیا زلنسکی می‌تواند دربرابر آن هم مقاومت کند؟

بنابراین ما این دینامیک‌ها را داریم. این صحنه‌ای بزرگ است، رویداد تئاتر‌مانندی است که بر روی این سیاره در حال وقوع است، رویدادی که هم استعداد پیامدهای غم‌انگیز را دارد و هم استعداد پایان قدرت قدیمی.

به همین دلیل است که هم‌اکنون هنگام تابش نور شماست، آن هم بدون هیچ دستورکاری، بدون پرداختن به تئوری‌های توطئه، بدون جانب‌داری، چه از روسیه، چه از اوکراین، بدون هیچ گونه جانب‌داری و بدون اینکه سرتان را زیر برف کنید و بگویید که اصلاً نمی‌خواهید به هی ‌یک از خبرهای این جریان گوش کنید. به همین علت است که شما اینجایید. لازم نیست که هر روز بر خبرها تمرکز کنید. لازم نیست در آن غرق شوید؛ ولی دست‌کم تا این حد لازم است که بدانید چه خبر است. این دربارۀ پنهان‌کردن سرتان در زیر برف نیست. شما این کار را در گذشته انجام داده‌اید. و این کار نهایتاً آزاردهنده است و در نهایت از نظر جسمی و روحی آسیب می‌رساند؛ زیرا اینک می‌دانید که چیزی برای ارائه به این سیاره دارید. شما می‌دانید که آنچه برای عَرضه دارید، اینک درخواست شده است. شما می‌دانید که اکنون در جریان این درگیری و تهاجمی که درحال وقوع است، واقعاً این سؤال مطرح می‌شود که آیا زمان پایان‌دادن به قدرت فرا نرسیده است؟ آیا انسان‌ها می‌خواهند با آن ادامه دهند؟ با همان بازی‌های قدیمیِ قدرت که معمولاً توام با جنگ است. یا آماده‌اند تا به آن پایان دهند؟ این می‌تواند پایانی باشد بر بازی‌های قدرتی که دیرزمانی است این سیاره میشناسندش و مردم، دیگر آن را تاب نمی‌آورند.

درحال حاضر توجه جهان بر اتفاق‌های این مکان شگفت‌انگیز از جهان متمرکز شده‌ است و متأسفانه معطوف به درگیری و مرگ و نبرد‌ها است. علاوه بر همۀ این اتفاق‌ها، اتفاق‌های بسیار دیگری در سطوح زیرین در حال وقوع است، اتفاقاتی که می‌روند تا به‌معنای واقعی کلمه به تغییر آگاهی کمک کنند.

اینک شاهد ظهور آگاهی شرکت‌ها هستیم. در سرتاسر جهان شرکت‌هایی هستند که حاضرند سودها، عایدی‌ها، دلارها، یوروها و هرچیز دیگری را فدا کنند. گاه پیش آمده است یا اینکه حاضرند تا آن را فدا کنند تا فقط اعلام کرده باشند که در جنگ شرکت نخواهد کرد، چه در این سوی درگیری چه در آن سوی دیگر. آن‌ها دیگر جنگ را تاب نمی‌آورند، در هیچ یک از دوسوی آن. آن‌ها دیگر تاب و تحمل جنگ را ندارند.

بنابراین آن‌ها درحال خروج از قسمت‌های مختلفی از روسیه هستند و دوباره می‌گویم این کیفرخواستی علیه روسیه نیست. این صرفاً به این معناست که شرکت‌ها در سطح جهانی چگونه اقدامات آگاهانه‌ای انجام می‌دهند و دیگر نگاهشان به آن راه دیگر نیست تا به کسب سود و پول ادامه دهند، بر خلاف آنچه در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. همان‌طور که بسیاری از شما می‌دانید شرکت‌ها از آن جنگ فقط کسب سود کردند؛ ولی امروز شرکت‌ها می‌گویند: «کافی است، این خط قرمز ماست. ما به‌طور کامل خارج می‌شویم تا زمانی که قطع‌نامه‌ای حاصل شود.» شما شاهدید که اکنون مردم سرتاسر جهان برای صلح دعا می‌کنند؛ زیرا می‌دانند که چه برهۀ پرمخاطره‌ای است. در سرتاسر جهان مردمی را شاهدید که سعی در جانب‌داری از یک طرف ندارند؛ ولی خواهان صلح جهانی‌اند. می‌دانم انجام آن دشوار است و بسیاری از شما وسوسه شده‌اید یا واقعاً درگیر آن شده‌اید.

اینکه روس باشید یا اوکراینی مهم نیست. اینک این مربوط به شامبرابودن و انجام کاری است که برای انجام آن به اینجا آمده‌اید، تا نور خود را بتابانید، به‌ویژه اینکه اجازه دهید به سوی این گرداب عظیم قدرت جریان یابد و تمام آنچه در نهایت هست، این است.

اگر به زیر سطح نگاه کنید، نه به پوتین مربوط می‌شود نه به زلنسکی، نه به اوکراین علیه روسیه و نه به نفت مربوط می‌شود. این اتفاق به هیچ یک از این چیزها مربوط نمی‌شود. دربارۀ آزمایشگاه‌های بیولوژیکی و همه دیگر تئوری‌های توطئه هم نیست.

اینک به موضوع بیگانه‌ها هم مربوط نیست. زمانی بود که به‌طور خاص لهستان، شدیداً مورد مداخله بیگانه‌ها و فرشته‌ها قرار می‌گرفت و این ماجرا جراحات و رنج‌های بسیار ناگواری را در سرزمین بزرگ لهستان به‌بار می‌آورد؛ ولی اکنون حتی بیگانگان و فرشتگان بدجنس هم نمی‌توانند دخالت کنند. این تغییر چند سال پیش با تعطیل شدن «تیم آرک»[7] صورت گرفت و دیگر اجازۀ هیچ‌گونه دخالتی در زمین را نمی‌داد.

اینک این به عهدۀ انسان‌هاست؛ بنابراین دیگر از توطئه‌ها نگویید، دیگر هیچ یک از دو سو را پروبال ندهید، دیگر حتی از کشور خود هم دفاع نکنید. می‌دانم که این کشور شماست، جایی است که در آن زاده و بزرگ شده‌اید؛ ولی شما دیگر روس یا اوکراینی یا برزیلی یا آمریکایی یا انگلیسی نیستید؛ شما شامبرا هستید و وقت آن است که در این موقعیت عملکرد بهتری داشته باشید. وقت آن است که دلیل حضورتان در اینجا را روشن کنید. و از زمانی‌که نیمکت‌نشینی‌مان را آغاز کردیم این مهم‌ترین رویداد بوده است و اکنون نیز در مجموعه برنامه‌های نیمکت‌نشینی‌مان هستیم.

اکنون زمان آن است که بر روی نیمکت خود در پارک بنشینید، نفس‌های عمیق بسیاری بکشید و اجازه دهید نورتان بدرخشد، بدون آنکه سعی کنید چیزی را اصلاح کنید، بدون آنکه سعی کنید چیزی را تغییر دهید؛ فقط آگاهی‌تان را در این سیاره بیفروزید تا دیگران بتوانند استعداد‌ها را ببینند، همان کسانی که در حکومت‌ها هستند، کسانی که در کسب‌وکارها هستند، کسانی که عزیزانشان را در این درگیری از دست داده‌اند، کسانی که با ترس به بستر خواب می‌روند، کودکان خردسالی که اصلاً نمی‌دانند چه‌خبر است، به همۀ مردمی که از بدترین اتفاقی که ممکن است روی این سیاره روی دهد، هراسان‌اند. اینک وقت آن است که روی نیمکت پارک بنشینید و نور خود را بتابانید. شما به همین دلیل است که اینجایید. نور شما هدیه‌ای است که این سیاره نیازمند آن است. بله، نور شما!

می‌دانم که خیلی از اوقات به این فکر می‌کنید که زندگی خود را هم به‌سختی اداره می‌کنید، با خود می‌گویید من به سختی از پس آن برمی‌آیم؛ ولی بنگرید که وقتی حقیقتاً نور خود را می‌تابانید چه اتفاقی می‌افتد: متوجه می‌شوید که چه اندازه دارید و چه چیزی برای عرضه دارید. اکنون از همه شما شامبراها می‌خواهم که بر روی نیمکت پارک خود بنشینید و در بحبوحۀ این نبرد بزرگ با قدرت که امید می‌رود آخرین نبرد باشد، آگاهی خود را به این سیاره ساطع کنید.

با این همه، من آداموس هستم از قلمرو اعلی.



[1] Adamus® Saint-Germain؛ استاد، فرشته، مدرس و معلمی از «شورای کِریمزِن» (Crimson Council) که پیام‌ها و برنامه‌های آموزشی منظمی را از طریق «جفری هوپ» برای «حلقۀ کِریمزِن» ارائه می‌کند. «سنت جرمِین» استاد صعودکرده از «شعله شفاف کریستالی» که قبلاً از «شعلۀ بنفش» بود، وجهه و تجلی ویژه‌ای را ایجاد کرد که «آداموس» نامیده شده است و منحصراً از طریق «جفری هوپ» چنل می‌شود.

[2] Cauldre؛ توبیاس و آداموس «جفری هوپ» (Geoffrey Hoppe) را با این نام صدا می‌کردند. این نامِ روحی او نیست و بیشتر اسمی خودمانی محسوب می‌شود.

[3] Shaumbra؛ شامبرا نامی است که توبیاس، آداموس و دیگران برای گروه خاصی از انسان‌ها به کار می‌برند، برای انسان‌هایی که فرایند بیداری و درک و فهم [حقایق] را طی می‌کنند. به گفتۀ توبیاس این واژه از زمان عیسی رایج شده است که در آن زمان مردمی که اغلبشان یهودی اِسین (یکی از فرقه‌های یهودیت) بودند، برای جلسات معنوی مخفی‌ای گرد هم می‌آمدند. قسمت اول این واژه که از زبان عبری قدیمی برگردان شده و «shau-home» تلفظ می‌شود، معانی خانه، خانواده و صخره را دارد. قسمت دوم آن (ba-rah) معانی سفر و ماموریت را دارد. وقتی که این دو در کنار هم قرار می‌گیرند «shau-home-ba-rah» می‌شود که به معنی خانواده‌ای است که در سفری هستند و با یکدیگر تجربه‌هایی دارند و نیز به معنی «خانواده صخره» هم هست. توبیاس این را هم گفته است که در زمان‌های کتاب‌ مقدس، «شامبرا» روسری یا شال زرشکی رنگی بوده است که آن را بر سر خود قرار می‌دانند تا دیگران بدانند که زمان ملاقات فرارسیده و به صورت «Shom-bra» تلفظ می‌شده است. ریشۀ گروهی از افراد وابسته به هم که خود را شامبرا می‌نامیدند نیز به معابد تین در آتلانتیس باز می‌گردد.

[4] Tobias؛ توبیاس که در «کتاب مقدس توبیت» به شکل برجسته‌ای مورد اشاره قرار گرفته است، عضوی از یک گروه آموزشی از فرشتگان است که «شورای کِریمزِن» نامیده می‌شوند (همتای آسمانی حلقه زرشکی). توبیاس از 21 آگوست 1999 تا 19 ژولای 2009 از طریق «جفری هوپ» پیام‌هایی برای عموم مردم چنل می‌کرد و اکنون در قالب بدنی فیزیکی بر روی زمین تجسم یافته است.

[5] Saint Vladimir from Kiev؛ ولادمیر کبیر، شاهزادۀ بزرگ کیف و فرمانروای روس کیف از ۹۸۰ تا ۱۰۱۵ میلادی. ولادیمیر قلمرو دولت خویش را از اوکراین کنونی تا دریای بالتیک گستراند و با قبایل شرقی و بلغارها جنگید. او اگرچه در اصل کافر محسوب می‌شد؛ ولی در ۹۸۸ میلادی به دعوت امپراتوری بیزانس، به مسیحیت ارتدکس گروید و فرایند مسیحی‌سازی مردم روس کیف را آغاز کرد.

[6] Saint؛ شخصى‌ كه‌ رسما از سوى كليسا «مقدس‌» شناخته‌ شده‌ است‌ (اين‌ عنوان‌ جلوی اسم‌ مى‌آيد و مخفف‌ آن‌ tS است‌)

[7] Order Of The ARK؛ تشکلی یکپارچه از همه انرژی‌ها، فرشتگان و خانواده‌های فرشته‌سان است که شامل «کسانی که هم نور و هم تاریکی هستند» هم می‌شود. این تشکل با این هدف شکل گرفت که همه وجودها را به سوی فهم و تحلیل انرژی‌ها سوق دهند. در اوایل سال 2020 به علت تغییرات بی‌سابقه در زمین، این تشکل منحل شد و ماموریت آن به انجام رسید.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

مدیتیشن۱۲۶

تعلیم دادن آکاش

مدیتیشن۱۲۱