مدیتیشن۱۱۵
2023.01.18
کمی نزدیکتر بیایید.
در واقع این برنامهای شفابخش است. این برنامه برای همین طراحی شد.
عزیزانم، اگر این را درک نکردهاید و برای چیز دیگری اینجا هستید، آن را از دست
دادهاید. حلقۀ دوازده به عنوان تمرین شفابخشی، طراحی شده است. در واقع حلقۀ دوازده علاوه بر آن ابزار جدیدی است که
به ما اجازه میدهد تا به معنای واقعی کلمه به جوهر الهیِ پرژرفای روح پا بگذاریم؛
ولی با این کار در آنجا شفا هم هست.
برای بیان چندین عبارت تاکیدی، برای ابراز چندین گفته، چه زمانی بهتر
از ابتدای سال نو؟ ولی این بار کمی متفاوت انجامش خواهیم داد. شاید میخواهید این
کار را در درون روح خود انجام دهید و البته این همان اتفاقی است که خواهد افتاد.
همۀ این تجربه برای این طراحی شد که انسان چیزهای خاصی را درک کند. بزرگترین، یا
میتوانم بگویم مهمترین درس این است که قدرتمندید، آگاهی شما انرژی است، واژههای
شما معنایی دارند و آن آگاهی، عنصری از اُلوهیت دارد و اینگونه نیست که فقط گفتههایی
باشد از انسان که در هوا رها شده است.
کل ساختار شما، البته اگر بخواهید از واژۀ ساختار استفاده کنید، از سرچشمۀ
آفرینشگر میآید. ساختار مولکولی شما و نیز دیانایتان چندبُعدی است و این
به اثبات رسیده است. و این چیز بیسابقهای نیست عزیزانم. در این سیاره چیزهای
بسیاری هستند، بهویژه چیزهای حیاتمحور که بیش از یک بُعد دارند و این طبیعی است.
شما در دنیایی چندبُعدی زندگی میکنید و سه یا چهار بُعد از آن ابعاد را درک میکنید؛
ولی در واقع در درون خود و در سطح مولکولی ابعاد بسیاری دارید. آنها [یا] با هم
حرکت میکنند یا جدا از هم حرکت میکنند، آنها [یا] به بیماری اجازه میدهند یا
اجازه نمیدهند. و برخی از آنها حتی از طریق اصول مغناطیسی این کار را میکنند که
این هم کشف شده است. پس شما بخشهای بسیاری از فیزیک این جهانید. پس به اینجا میآیید
و با صدای خود و با اُلوهیت خود به ساختار سلولی خود جملههایی میگویید و به همین
علت است که نتیجه میدهد.
چه مقدساند کسانی که در لحظات معجزۀ این قسمت گفتند که این کار میکند.
جالب است. آنچه
پزشکان بعد از صحبتِ شما میگویند، جالب است، همان وقتی که میگویید: «خوب، بله.
با لوزالمعدهام صحبت میکنم.»
اکثر پزشکان از بهبودی شما خوشحالاند. آنها واقعاً اهمیتی نمیدهند
که چه کردهاید. [کرایون میخندد] آنها برای سلامتی شما تلاش بسیاری میکنند و
خوشحال میشوند؛ ولی علاوه بر آن خیلی از آنها قدرتِ افکار، آگاهی، جملههای
تاکیدی و آرزوهای شما را درک میکنند. و بسیاری از آنها بعد از رفتنتان سر خود را
تکان میدهند و میگویند: «کاش تعداد بیشتری از بیمارانم این را میفهمیدند.»
میخواهیم دوباره به آن سو برویم، به مکانی که روح شماست. میخواهیم در
این ماه از سال جدید از آن پل عبور کنیم و چندین جملۀ تاکیدی بگوییم. دوباره [میگویم]
که اگر به ساختار حلقۀ دوازده نگاه کنید، [میبینید] که در هر قسمت، در هر برنامه،
در هر مدیتیشن، از پلی عبور میکنیم. کسانی هستند که میگویند: «آیا همیشه باید از
آن پل عبور کنیم؟» و در واقع من هم گفتهام روزی خواهد رسید که نه، ولی در این
مدیتیشنها و در این زمان، بله. این به اندازۀ کافی جدید هست تا برای ذهنتان نقطهای
مرزی ایجاد کند که میگوید: «عمداً و با قصد خود از نوعی انرژی به نوعی دیگر میروم.»
و این [برنامه] هم دربارۀ همین است. با عبور از پل، از چیزی که با آن راحتاید و
آن چیز بدن شماست، وضعیت ابعاد خود شماست، به جایی میروید که شاید ناشناخته است،
به روح چندبُعدی خود میروید، به اُلوهیتی میروید که از آنِ شماست و نیز به چیزی [میروید]
که هنوز درکش نمیکنید؛ ولی از آنِ شماست.
نگذارید این پریشانتان کند. برخی میگویند: «نمیتوانم به آنجا بروم؛
چون نمیدانم چه چیزی آنجاست. نمیتوانم به آنجا بروم؛ چون درک نمیکنم چه چیزی
آنجاست.» عزیزانم، آنچه آنجا هست، ورای درک شماست، زیباتر از آن است که بتوانید
درکش کنید، شکوهمندتر و پیچیدهتر از آن است که بتوانید درکش کنید؛ ولی آن خودِ
شمایید. آن خود شمایید، کاملاً خود شمایید. آیا میتوانید درک کنید که اشکالی
ندارد که با عبور از آن پل به خودِ بزرگترتان بروید، حتی اگر همۀ جنبههای آن را
درک نکنید؟ آیا واقعاً همۀ عملکردهای درونیِ سیناپس مغز خود را درک میکنید؟ آیا
شما پزشکید؟ اکثرتان [پزشک] نیستید و با این حال آنجا مینشینید و کار میکنید.
این هم همان است: به این مکان میروید، به مکانی که بسیار بزرگ است و به شیوههای
بسیارِ دیگری کار میکند؛ ولی آن خود شمایید. آنجا امن است و در آنجا هیچ چیزی
نیست که به شما آسیب برساند.
بیایید. بیایید تا برویم. دستم را بگیرید. بیایید تا برویم.
[شروع موسیقی]
دوباره قدمزنان از روی این پل عبور میکنیم. دوباره از میان این مِه
عبور میکنیم. دوباره به این مکان میرویم، البته اگر بخواهید اینگونه بنامیدش،
مکانی که چندبُعدی است، مکانی که در زمان یا فضا وجود ندارد؛ ولی برای شما آنجاست،
در انتهای این پل. پس میتوانید آنجا فرود آیید و میتوانید آنجا باشید و میتوانید
از این در کوچک عبور کنید، از همان در کوچکی که اغلب از آن عبور میکنیم و درگاهی
است که نام شما بر آن است، نامی که هنوز نمیتوانید تلفظش کنید یا درکش کنید یا
بنویسیدش و این نیز خود استعاره است. [میتوانید] به جایی بروید که معمولاً صحنهای
در آن هست، جایی که دایرهشکل است. بیایید دوباره انجامش دهیم.
قرار است امروز کمکی دریافت کنید. قرار است امروز کمک فوقالعادهای
دریافت کنید. تماشاگران آنجا هستند و میتوانید تعیین کنید که آنها چه کسانی
باشند؛ ولی لحظاتی دیگر به شما خواهم گفت. از میان جایگاه تماشاگران رو به پایین
میروید و روی صحنه قرار میگیرید و میبینید که یک صندلی آنجاست. صندلی نماد است؛
زیرا روی صندلی مینشینید، راحتید و لازم نیست بایستید و چیزی تحویل دهید. راحتید
و تماشگران [هم] راحتاند. و قرار است همراه با شما کاری انجام دهند، کاری که هر
آنچه را میخواهید، بهتر میکند.
این تماشاگران مراقبهکنندگان قدرتمندی هستند که میتوان گفت در این
کار معروفاند. میتوان گفت آنها افرادی هستند از سرتاسر تاریخ، گروهی که وقتی
گرد هم میآیند، اتفاقهایی رخ میدهد. آنها قدرت انسجام را درک میکنند.
این موضوعی است که هماینک در این سیاره در دست بررسی است و [میگوید] که وقتی
آگاهیها را گرد هم میآورید و آنها را از نظر همزمانی همراستا میکنید، خیلی
قدرتمندند، بهویژه وقتی آنها را همراستا میکنید و در زمانی [مشخص]، مکانی خاص
را هدف آنها قرار میدهید. پس این همان کاری است که قرار است امروز انجامش دهید.
از شما میخواهم همان طور که هماینک روی
این صندلی نشستهاید، احساس کنید که پشتیبانیتان میکنند. نمیدانم چه تعداد از
شما میتوانید این را به نقطهای از واقعیت برسانید که این را گوش کنید و بگویید:
«خوب، حس خوبی داشت.» میخواهم از شما دعوت کنم تا باز هم به این مکان بیایید و با
سیستمی که داریم، میتوانید دوباره بیایید. در صورتی که واقعیت کامل آن را احساس
نکردید، دوباره در خلوت به آن گوش کنید و در نظر بگیرید که روی آن صندلی و در
مقابل آنها نشستهاید، در مقابل آن وجودها یا اگر میخواهید، بگویید در مقابل آن
آدمها یا آن افراد، در مقابل بخشها و قطعاتی از روحهایی که میدانند شما کسیتید.
آنها منتظرتان بودند. این زیبایی فضای
چندبُعدیِ بدونِ زمان است. آنها منتظرتان بودند. ممکن است بگویید: «خوب، من که
دعوتنامهای نفرستاده بودم.» سپس به شما میگویم: شما وضعیت چندبُعدی را درک نمیکنید
و نیز چیزهایی را که زمان دارند و پسوپیش میروند یا [چیزهایی] را که زمان
ندارند. آنها انتظار داشتند که اینجا باشید و اینک اینجایید. انتظار بعدی آنها
از شما صداقت است؛ زیرا هماینک در سال جدید قرار است چیزی بگویید. و آنچه قرار
است بگویید، تاییدی است بر آنچه در سال جدید خواهید بود.
تصویر شما از خودتان در سال آینده چیست؟
بیش از تصویر، انسان جدیدی که خود شما هستید، کیست؟ تمرینهایی پشت سر گذاشتهایم
که در آن چیزهایی را دور ریختهاید که نمیخواهید با شما [به سال جدید] بیایند.
شاهد بهآبانداختنِ [دو] کشتی انسانیت بودهایم که در آن یکی از دو کشتی حتی در
بهآبافتادن هم موفق نمیشود؛ زیرا اقیانوس، آن را پشتیبانی نمیکند. و این
استعارهای است از انرژی قدیمی که انرژی جدید این سیاره به هیچ وجه از آن پشتیبانی
نمیکند. و اما کشتی جدیدی که موفق شد، خوب، این کشتی کاملاً پشتیبانی میشود و با
این حال هنوز واقعاً نمیدانیم که چه چیزی روی آن است. همۀ اینها بدون زمان و
زیبا و واقعی هستند.
قرار است در ذهن خود یا حتی اگر مایلید با
صدای بلند جملههایی را بیان کنید، جملههایی دربارۀ اینکه در سال جدید چه خواهید
بود. و اگر سالی توام با مشکلاتی در زمینۀ سلامتی را پشت سر گذاشتهاید، سال جدید
سالی خواهد بود که در زمینۀ سلامتی، هیچ مشکلی نخواهید داشت. و میتوانید این را
همیشه بهصورت مثبت بیان کنید، نه بهصورت منفی. میگویید: «در سال جدید سالمتر
از همیشه خواهم بود.» سعی کنید از عبارات تاکیدی با واژههای منفی، پرهیز کنید؛ به
جای آن همۀ آنها را بهصورت مثبت بیان کنید. طوری که بازتابدهندۀ این باشند که
کیستید، چه کاری را بهتر انجام خواهید داد، چه چیزی را به انجام خواهید رساند، چه
کسی خواهید بود.
از شما میخواهم به این چیزها فکر کنید، به
این که چه کسی هستید. و از شما میخواهم آنها را آهسته با صدای بلند یا در ذهن
خود تایید کنید؛ ولی همچنان که به این کار مشغولید، از شما میخواهم این را درک
کنید که همۀ آنهایی که در جایگاه تماشاگران هستند، دستهای خود را بلند کردهاند
و به سوی شما اشاره میکنند؛ زیرا این تاکید پشتیبانی آنهاست و در انسجام با همۀ
چیزهایی است که در آگاهی هستند تا به شما کمک کند که این جملههای تاکیدی را به
آینده و به زمانی برانید که فکر میکنید هنوز اتفاق نیفتاده است.
یکی از زیباییهای چندبُعدیبودن این است که
بدون زمانید، واقعاً میتوانید خود را در مناطقی قرار دهید که در آینده هستند، حتی
اگر نمیدانید در آنجا چه اتفاقی میافتد، میتوانید آنجا باشید. و این همین کاری
است که این [تماشاگران] میکنند. و آنها چنان پشتیبان شما هستند که ممکن است
واقعاً بشنوید که برخی از آنها در حال زمزمهکردن یا کموبیش در حال آوازخواندناند؛
زیرا این بخشی از فرایند آنهاست. اگر در انسجام با یکدیگر آوازی بخوانید، آن آواز،
آوازِ زیبایی خواهد بود یا حتی اگر در انسجام با یکدیگر چیزی زمزمه کنید، آن
زمزمه، زمزمۀ زیبایی خواهد بود. در واقع این [کار آنها] به انسجام گروه کمک میکند
تا هر چیزی را که به آن فکر میکنند، به آینده برانند.
آنها همان کشتی زیبایی هستند که اینک در
آینده در این دریاهای طلایی و زیبای این انرژیِ جدید روی آن هستید. آنها همانهایی
هستند که قرار است به شما کمک کنند. ادامه دهید و جملههای تاکیدی بیشتری بیان
کنید. این جملههای تاکیدی بر گوشهای کَر نمینشینند، این جملهها روی سطح هر
جایی که هستید، سقوط نمیکنند، آنها یکراست بهسوی این گروه میروند و سپس آنها
تشدیدش میکنند و با صداهایی که ایجاد میکنند، دور شما حلقهای تشکیل دادهاند و
جملههای تاکیدی شما را یکراست به آینده میرانند.
هر چیزی که هماینک میگویید، جملهای
تاکیدی است که به آن قدرت میدهید و دربارۀ آن کسی است که در 2023 هستید، نه آن
کسی که بودهاید. به یاد داشته باشید که ساختاری مثبت به آنها بدهید: «امسال، سال
من است. اینجا جایی است که من این خواهم بود و اینجا جایی است که من این خواهم
بود.» نگویید: «امیدوارم اینگونه باشد، این را به من عطا کنید.» هیچ چیزی را
تقاضا نکنید. بیان کنید که آن چیست و شما کیستید و چه اتفاقی که قرار است رخ دهد و
آن را به آینده برانید. عزیزانم، این رازِ جملههای تاکیدی است.
اُه! از شما میخواهم که اینجا بمانید؛ حتی
اگر کارتان به پایان رسیده، اینجا بمانید. اینجا بمانید و هدف عشقورزیدن باشید. بمانید و گوش کنید، اگر میخواهید به صدای [جملههای
تاکیدی] خود، به صدای آنهایی که شما را پشتیبانی میکنند. سپس زمانش که فرارسید،
میتوانید بروید. به یاد داشته باشید هر وقت که بخواهید، میتوانید به اینجا
بازگردید. زیباست. ما پشتیبانتان هستیم. من کرایون هستم، عاشق انسانها.
و اینچنین است.
نظرات
ارسال یک نظر